تبلیغات
هیات ابالفضلیای روستای بیشه سر - بابل

هیات ابالفضلیای روستای بیشه سر - بابل
شیری افتاد ز پا و همگی شیر شدند گذر گرگ به آهوی حرم ها افتاد ... 
ثامن تم
نویسندگان

بار الها؛ امید آن را دارم كه در لحظه مرگم، آگاهانه بسویت، كه لقای دیدار منی بشتابم و معبودم را این چنینی دریابم، چقدر زیباست! این لحظه كه زبان از وصفش قاصر است. 

                                                زندگینامه سردار شهید ناصر باباجانیان

ناصر باباجانیان در تاریخ 10/3/1339 از خانواده‌ای مذهبی و كشاورز در روستای بیشه سر از توابع شهرستان بابل دیده به جهان گشود. وی پس از طی ایّام كودكی، مقارن با پیروزی انقلاب، مؤفق به اخذ مدرك دیپلم در رشته تجربی گردید.

در سال 1359، همزمان با شروع جنگ تحمیلی، برای خدمت مقدّس سربازی فرا خوانده شد، دوره آموزشی را در لشكر 21 حمزه سیّدالشهدا در تهران گذراند، امّا دل بی‌قرار او بعد از خدمت سربازی تاب ماندن در پشت جبهه را نداشت؛ چرا كه سرباز اسلام و پیرو خط امام بود. سال 1361 به خیل سبز پوشان انقلاب اسلامی شهرستان بابل پیوست و در سپاه، عضو گروه ویژه ضربت شد كه وظیفة آن مبارزه با منافقین و انهدام خانه‌های تیمی بود.

ایشان اعتقادش بر این بود كه عقل سالم در بدن سالم وجود دارد، بدین جهت بیشتر اوقات فراغتش را در میادین ورزشی می‌گذراند تا از این كانال نیز، جوانان را با مسائل مذهبی آشنا كند. همانطور كه در وصیّت نامه خودشان نیز آورده اند كه: «جوانان ما باید مانند پوریای ولی باشند و به علی u اقتدا كنند.»

قامتی خوش، اخلاقی نیكو و رفتاری پسندیده، او را نمونة عملی برای دوستان و اطرافیان قرار داده بود. نسبت به خانواده رئوف و دلسوز بودند امّا برای اسلام و انقلاب دلسوزتر بودند. حساسیت ایشان نسبت به مسایل اجتماعی و سیاسی خیلی زیاد بود، به طوری كه با مسائلی كه بر خلاف شرع و عرف بود، با قاطعیت برخورد می‌كردند.

هر زمانی كه بامشكل مواجه می شدند، سعی می كردند با توكّل به خدا و توسّل جستن به ائمه اطهار برمشكلات فائق آیند. ایشان، شخصی خوش فكر و صاحب اندیشه بودند، بطوری كه در بعضی از عملیّاتها با بیان نظرات، راهگشائی می‌كردند.

ایشان با قلبی مملو از عشق به الله، جهت دفاع از اسلام و قرآن و نبرد با روبَه صفتان قَرن از ابتدای جنگ به سوی جبهة نور علیه ظلمت شتافتند و لحظه‌ای آرام و قرار نداشت و همچون شیر مردی نستوه با شجاعت تمام در عملیّاتهای طریق القدّس، والفجر 6 و 8، كربلای 1، 4، 5، 8، 10 و والفجر 10 با مسئولیتهایی از جمله فرماندهی گروهان، جانشینی گردان مسلم(ع) و فرماندهی گردان صاحب الزمان (عج) را به عهده داشتند. و در مورخه 18/2/1367 در منطقه كربلای شلمچه بر اثر اصابت تركش خمپاره شهد شیرین شهادت را نوشیدند و مهمان وادی عاشقان شدند. از این شهید دو فرزند به نامهای محمد و علی به یادگار مانده است.  

«یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.»

 

 شهید

وصیت نامه شهید ناصر باباجانیان

 «بسم الله الرحمن الرحیم»

«الَّذین كفروا وَ صَدُّوا عن سبیلِ اللهِ اَضَلَّ اعمالَهُمْ وَالذینَ امنوا وَ عَمِلُوا الصّالحاتِ وامَنُو بما نُزِّلَ علی محمدٍ و هُوَ الحَقُّ مِنّ ربهم كَفَّرَ عنهم سَیئاتهم وَ اَصلَحَ بالَهُم سوره محمد: 47/1و2

آنانكه بخدا كافر شدند و راه دین خدا را بر خلق بستند اعمال آنها تباه و باطل خواهد شد 1و آنانكه بخدا گرویدند و نیكوكار شدند و بقرآنی كه بر محمد (ص)نازل شد كه البته برحق و از جانب خدا بود ایمان آوردند خدا از گناهانشان در گذشت و (دنیا ودین )شان را اصلاح فرمود (و دلشان را شایسته نور معرفت گردانید)

حدیث قدسی

من طلبنی وجدنی و من وجدنی عرفنی و من عرفنی اجبنی ومن اجبنی عشقنی و من عشقنی عشقته و من عشقته قتلته و من قتلته فعلی دیته و من علیَّ دیته فَانَا دیتُهُ                                                                                     

 آنكس كه مرا طلب كند می‌یابد و آنكس كه مرا یافت، می‌شناسد و آنكس كه مرا شناخت، دوستم می‌دارد آنكس كه دوست داشت بمن عشق می‌ورزد آنكس كه بمن عشق ورزید من نیز به او عشق می‌ورزم و آنكس كه به او عشق ورزیدم می‌كشم او را و آنكس را كه من بكشم خونبهایش بر من واجب است و آنكس كه خونبهایش بر من واجب است پس من خودم خونبهایش را می‌دهم.

خدایا، معبودا! این بنده حقیر معتقد به معاد اصل روز قیامت می‌باشم خدایا! اگر در آن دنیا پرسشی می‌شود پس زبان ما را گویای حقیقت فرما و لحظه مرگ ما را لحظه‌ای قرار ده كه در مصاف با دشمنان دین تو باشم و شهادت را كه بعنوان یك اصل قبول كردم نصیبم شود. انشاءالله تعالی در احراز حق و حفظ دین مبین اسلام و نوامیس خویش از جان و مال دریغ ننمایم و بی‌آنكه مذلّت و ننگ و دلبستگی و عدم استقلال را تجربه كنم كفنم آغشته بخونم باشد تا نزد محمد رسول الله (ص) و علی بن ابی طالب (ع) و مظهر شهیدان حسین بن علی (ع) از امت و پیروان‌شان شرمنده نباشم و سرافراز باشم.

بار الها! ما یك عمر شنیدیم و خواندیم كه در قاموس شهادت فضیلتها نهفته است، پس ما را چه باك از مردن كه در راه حقانیت اسلام كه دین توست باشد خدایا ما كه حیاتمان سودی برای اسلام و مسلمین نداشت بلكه اگر شایسته دانی مرگ ما را قبول كن، ما را بپذیر و از گناه ما درگذر.

سلام و درود بر پاسداران جان بر كف

ای پاسداران! و ای حماسه سازان و ای شب زنده داران و ای همرزمان و ای آنهایی كه وحشت كشورهایی چون آمریكا و شوروی مرهون ایثار و جانبازی شماست. برادران و ای آنهایی كه همانند یاران حسین (ع) سرزمین كربلا را در ذهن ها تداعی می‌كنید كه با نغمه الله اكبرتان و شعار لا اله الا الله در كوههای نواحی غرب كشور و در كوچه و پس كوچه های شهرهای فتح شده كردستان و دشت كویر خوزستان به شهادت رسیدید و مبارزه می‌كنید برادران اینها را به عنوان نصیحت به قلم نمی‌آورم چون در آن مقام نیستم ولی چون همراه وصّیتم نوشته می‌شود گفتم بد نیست یاد بود بماند.

برادران عزیز! سعی كنیم پاسدار ارزشهای اصیل اسلامی باشیم و مخلصانه به (هل من ناصر )حسین (ع) لبّیك گوئیم و با اعتقاد به شعار اسلام فقاهتی، سعی كنیم آن مفهوم واقعی اسلام فقاهتی را در لحظه‌لحظه عمرمان و در طرز كلاممان و در برداشتن قدوممان و در عباداتمان و در برخوردمان و در نشستن و برخاستن مان جای دهیم تا وارسته از قید اسارت هواهای نفسانی كه به عناوین مختلف در جلد انسان نفوذ می‌كند.

چقدر خوب است كه گذشت و اعتماد به همدیگر و ایثار را در خود تقویت نمائیم تا نكند خدای نا كرده محیط سپاه و وظایف ما در سپاه از آن حالت روحانی و اشتیاقی كه از قلبها ناشی می شد بیرون آید و بصورت تكلیف وكار اداری مانند دیگر ادارجات باشد چقدر منفور است آن زمان كه این چنین مشاهده گردد، همه ما در سپاه با هم برادریم و برابر، ملاك و معیار مسئولیت پذیری، تقوا و تخصّص می‌باشد وای به روزی كه بازار رابطه در سپاه نفوذ كند و تقدّس سپاه لكّه دار گردد و افراد نالایق به مسئولیت رسند در حدی كه خود متوجه نباشند كه برای چه‌كار آمدند وكارشان چیست و اصلاً تخصص و تقوا در كار نباشد. ما پاسداران باید خیلی دقیق و سنجیده باشیم چون از بیرون دوربینها و ذرهّ بینها ما را می‌نگرد تا افشای خلاف ما كنند. پس باید اول خدا را در نظر داشت و بعد رسوا نشد، همیشه از تهمت و افترا و غیبت و سوء ظن نسبت به یكدیگر جداً بپرهیزیم.

آه! چقدر زشت و منفور است و چقدر پست فطرتند آنهایی كه حتی به خون شهدا ارج نمی‌نهند و از اهانت دریغ روا نمی‌دارند و چقدر مظلومند آن شهیدان كه حتی بعد از شهادتشان مظلوم واقع می‌شوند و بقول امام مظلومیتشان عزیزتر از شهید شدنشان است.

برادران! سعی كنیم مستقلانه فكر كنیم و بیاندیشیم و در تصمیم گیریهای حیاتی مقید به دستورات الهی و آنچه از تراوش مغزها می‌باشد طبق دستور اسلام عمل نمائیم و وابستگی را بدور اندازیم سعی كنیم همانند سید الشّهدا و دیگر ادامه دهندگان راهش كه به ملكوت اعلی پیوستند باشیم و قانع به این نباشیم كه جامعه، ما را به عنوان پاسدار دارای آرم روی سینه می‌شناسد یا اینكه در دستگاه دولت كارمندیم و ماهیانه فلان قدر حقوق دریافت می‌نمائیم آیا این پاسداری است؟ آیا این عمل را خدا و رسول خدا و سیّد الشّهدا و امام زمان ما می‌پسندند؟ آیا رسول خدا و ائمه اطهار در آن دنیا از ما خجل نمی‌شوند؟ و روی بر نمی‌گردانند؟ آیا یادمان هست كه با این عمل مان ظهور امام زمان (عج) را به تاخیر می‌اندازیم؟ در صورتی كه مستمندان و دردمندان منتظرند.

خداوندا! آبروی ما را در آن دنیا محفوظ نگه دار و ما را از یاران امام زمان (عج) قرار بده.

سلام و درود به برادران محترم انجمن اسلامی و بسیج مستضعفین

اول كلامم آنچه به وضوح روشن است من نتوانستم از بدو تشكیل انجمن و بسیج تا حال فعالیّت مستمر یا در حد متوسط داشته باشم معذرت می‌خواهم از خدا، چون كار خدایی بود ولی غفلت مرا نگذاشت ایفای وظیفه كنم. ای بسیجیان مقتدر و ای آنهایی كه عاشورای حسینی را در كربلای ایران به عرصه نمایش درآوردید و پرچمدار خونین صحنه نبرد شدید و لرزه بر پیكر استخوانی دست عنصر آمریكا انداختید و همواره از جان و مال خود گذشتید و به پیام حسین گونه نائب او الامام خمینی لبیك گفتید و در صحنه نبرد حاضر شدید و سیاست مسئولیت كشور را بدست گرفتید و با  جانفشانیهایتان سیاستهای خائنانه وكاذب شرق و غرب را با حمله های وسیع و حساب شدةتان از هم پاشیدید و دست كثیف استمارگر را در منطقه رو نمودید و ماهیّت كثیف شان روشن گشت و در نتیجه به موضع ضعف نشانده شدند كه همان عمل صدور انقلاب محمّدی (ص) در دوران رسالت حضرت محّمد (ص) را در ذهنها تداعی می‌كند. پس درود بی پایان بر شما باد ای سفیران انقلاب و ای یكه‌تازان صحنه نبرد، پیروزید. و پیروزی از آن حق است. برادران محترم انجمن اسلامی كه جوشیده و بر خاسته از متن مردم كه در جهت حراست و صیانت انقلاب تشكیل یافتید امید است كه در انجام وظایفتان موفق و مؤید باشید و همواره اصل شور را در جلسات رعایت كنید و مقید به نظم و انضباط جلسه باشید و مسائل مورد مطرح را در جلسه بازگو فرمائید.

 سعی كنید به همدیگر اطمینان كنید تا هر چه سریعتر جواب بدست آید، جواب مردم را رئوفانه و قاطع و به طریقه اسلامی دهید تا مردم دلسرد نشوند.

بار الها؛ امید آن را دارم كه در لحظه مرگم، آگاهانه بسویت، كه لقای دیدار منی بشتابم و معبودم را این چنینی دریابم، چقدر زیباست! این لحظه كه زبان از وصفش قاصر است.

خدمت اهالی محترم بیشه سر

با سلام و درود به شما عزیزان، زحمت كشان و كشاورزان، كه عمری تحت ستم اربابان زالو صفت بوده و از چنگال خونین آنها نجات یافتید و بار مسئولیت استقلال و آزادی را به دوش می‌كشید چنانچه كم كاری و عدم هماهنگی شما عزیزان با انقلاب و دستگاه دولت جمهوری اسلامی ایران باعث وابستگی می‌شود باز دوباره باید دست نیاز به سوی ابرقدرتهایی دراز كرد كه باعث لكه ننگ بر چهره عظیم انقلابمان می‌شود، پس كوشا باشید در امر وظایفتان و مشوقی باشید برای فرزندان خود از جهت اینكه هر چه بیشتر در انجمن و بسیج، ثبت نام بعمل آورند و در صحنه حاضر باشند چون امروز روزی است كه باید به شعارهایمان جامه عمل بپوشانیم.

تا دیروز می‌گفتیم؛ ای كاش در دوره امام حسین(ع) و در ركابش شمشیر می‌زدیم ولی امروز بخدا قسم امام حسین(ع)در جبهه حاضر شده، نوای طلب یار می‌كند و كمك می‌طلبد پس منتظرش نگذاریم و از جان و مال دریغ نفرمائیم.

مردمان اهالی محترم بیشه سر، خواهشی كه از شما دارم بعد از مرگم، من به خانواده‌ام وصیّت می‌كنم، كه هر چه از من طلب دارید از خانواده ام بستانید، موجب اذیّت و آزار برای شما شدم، به عظمت روح تان و كرمتان ببخشید. دستم از دنیا كوتاه هست تا در آن دنیا روح ما كمتر در عذاب باشد.

خداوندا! قلوب همه مسلمین را منوّر به نور معرفتت گردان.

با سلام و درود به فرهنگیان عزیز

 آنهایی كه در پیشبرد انقلاب گامی مؤثر برداشتند و همیشه در خدمت اسلام و مسلمین بودند آنطور كه پیداست ریشه انقلاب و ریشه تغّیر و تحوّل بنیادین و رشد و آگاهی و علوم وابستگی و استقلال یك مملكت مدیون و مرهون زحمات بی شائبه فرهنگیان می‌باشد.

امید آن است، شما برادران بزرگوار و تحصیل كرده های بیشه سر دَمی با آهنگ برادران ما، هم آواز شوید و در میان آنها جای گیرید. آخر چرا تا این اندازه فاصله، ماها كه با هم یك عمر زندگی كردیم و روی همدیگر شناخت داریم و معرفت، پس چرا تا این اندازه فاصله و دلسردی! الآن كی هست 9 سال می‌گذرد. آیا هنوز وقتش نشده كه هماهنگ و هم آواز شویم؟

ای عزیزان، شما در میان مردم جای داشتید و دارید و خیلی خوب می‌توانید فعالیّت كنید همچنین مرشد خوب می‌توانستید باشید با ایجاد فاصله و پخش توده مردم، جمع شدن عدّه ای بدور هر كس به عنوان طرفدار و در نتیجه ایجاد گروهگرایی، یك عدّه این طرف و یك عدّه آنطرف، باعث بروز اختلاف و از اوّل تا حال، ناهماهنگ و ناموزون شد و هست. چقدر سستی در قبال وظیفه، آیا این وظیفه ما بود؟! خدا نكند كه بد تعبیر شود كه تهمتی به شما زده باشم برادران! شما به بزرگی خودتان در جهت رفع مشكلات بیشه سر پیشقدم باشید كار برای خدا باشد به حرفهای این و آن توجه نكنیم كار برای خدا دلسردی ندارد بیائیم از این تاریخ به بعد همگام و همراه با دیگر برادران بعنوان یك ایرانی متعهد و مسئول انجام وظیفه كنیم حالا در حد وظیفه و وسع خودمان.

خدایا! ما را به آنجایی رسان كه فكرمان و قلم‌مان و قدم‌مان در راهت مفید قرار گیرد تا در روز قیامت شفیع ما قرار گیرد .

((دمی با ورزشكاران عزیز ))

با سلام و درود به ورزشكاران عزیز حومه بیشه سر كه بقول امام ورزش اسلحه ایست در دست صالحان، پس بیاد داشته باشید كه در حفظ و نگهداری این اسلحه چقدر باید كوشا باشیم و همّت بخرج دهیم نه اینكه ورزش را هدف قرار دهیم تمامی ذكر وخیر ما ورزش باشد و بر سرش جان ببازیم اصلا ورزش وسیله ایست برای سلامتی بدن و تمركز حواس و آرامش اعصاب و تفریح سالم و حتی ورزش امروز به قول شخصیتهای انقلاب (كه صدق و صحّت هم دارد) حُسن انقلاب را دارد و ورزشكار هم حسن سفیر آنرا. یك ورزشكار باید آنقدر اتكاء به نفس داشته باشد كه وقتی وارد گود زورخانه می‌شود. مورد تشویق مراجعه كنندگان قرار گیرد، یاد خدا را همانند پوریای ولی در دل زنده نگه دارد و بسوی خدا تقرب جوید و در میدانهای زور آزمایی آن روح ورزشكاری را حفظ نماید و ورزش كند نه آرتیست بازی.

آخر، زمان رژیم سابق ورزش را مثل موم در دست خود داشته و هر چه خواستند بر سر ورزش و ورزشكار می‌آوردند و ورزش را بی محتوی كرده بودند امیدوارم كه ورزش در بیشه سر جایی تازه ای پیدا كند و از نو فعالیتش را آغاز كند بطور مستمر.

خدایا! ما را جسم سالم و روان سالم عنایت فرما. (یا رب ارحم ضعف بدنی)

((چند كلمه با دوستان))

با سلام و درود به دوستان گرامی، كه عمری را در كنار همدیگر بسر بردیم و در خوبیها و بدیها با هم بودیم و در سختی و آسانی در كنار همدیگر در این مدت زندگی، گاهی پیش آمد كه دوستی و برادری‌ را در حق شما عزیزان انجام ندادم وكوتاهی كردم. امیدوارم كه مرا ببخشید.

برادران سعی كنید خدا را در دلهایتان زنده نگه دارید و جلسات مذهبی را برپای دارید كه اسلام از همین جلسه ها زنده نگه داشته شد و اگر بدی و اذیت و آزاری از من دیدید مرا ببخشید.

خدایا! به ما نیروی ده بر هوای نفس‌مان غلبه كنیم و ما را لحظه‌ای به حال خود وامگذار.

وصیّت به همسرم

 « الا بذكرالله تطمئن القلوب» همانا یاد خدا دل را آرامش و روح را صیقل و قلب را از  معرفت الهی نورانی می‌گرداند و انسان را از وابستگی‌های دنیوی كه سرابی بیش نیست می‌رهاند و احساس سبكی تن و راحتی وجدان و زلالی روح و شادی قلب می‌بخشد و بلایای تجملات هر زندگی را از انسان دور می سازد. چقدر لطیف و ظریف است كه آدم معیار آدمیت را در نزدیكی بخدا و انجام فرامینش دریابد و بسوی خدا تقرّب جوید و تكامل انسانیّت، كسب نماید. امّا اگر غافل از معبود حقیقی باشد و بدنبال عشق نامأنوس بگردد آخرش خود باختن و سردرگم و نامیزان بودن است و اسیر زد و بندهای مسائل دنیوی و زرق و برقها و تجملات بیهوده و مصرفی بودن است.

آنجاست كه انسان اصالت و ارزش انسان بودن را از دست می‌دهد و مطیع هواهای نفسانی و امیال درونی می‌شود و خود را بجای اینكه دریابد و ارزشهای والای انسانی را در خود زنده كند بلكه خود را یك موجود پست و ناچیز، كه همه چیزش را قربانی مطامع دنیوی می‌كند، می بیند.

باید به هوش باشیم آزمایش خدا هرگز متوقّف نخواهد شد. كسی كه مقیّد به مكتب اصیل اسلامی باشد و فقهی فكر كند از طرز گام برداشتن و طریقه صحبت كردن و نگاه كردن و غذا خوردن و لباس پوشیدن و معاشرت و سلام كردن و امثال آن، در همه اینها در آغاز این مسائل و مسائل دیگر كه نامبرده نشده را باید در نظر داشت و رضایت خدا را طلبید. نكند خدای ناكرده در اشتباه باشیم و اصرار هم بورزیم، كه در آن دنیا تمامی اعضاء و جوارح بدنمان از ما شكایت می‌كنند، در محضر عدل خداوند چیزی مفقود نمی‌شود. خیلی باید هوشیار باشیم كه رضایت خدا را طلب كنیم نه رضایت خلق را و فریب نخوریم.

همسرم! همانطوریكه مشیت خدایی شد كه بین من و تو وصلت ایجاد شود و قرار هم بر این شد كه از آغاز وصلت تا پایان عمر در خدمت اسلام باشیم و شخصیت و ارزش انسانی خود را كه در جوهره وجودمان هست در پیكر عزیز اسلام تبلور یابد و پای بند و مقیّد به اسلام فقاهتی باشیم و شكل مظلومان تاریخ را در پیش گیریم و آزادگانی چون حسین بن علی (ع) و زینب (س)را الگو و دنباله روی حركت اصیل اسلامی باشیم تا آنچه بعنوان مواد زائد در فكر و تن ماست دفع گردد و ما را خلاصی دهد، را ه حسین (ع) و زینب(س) هم راه شهیدان عزیزمان و بازماندگان گرامیشان است كه در جهت احیای اسلام در مرزهای كشور بدست مزدوران به شهادت رسیدند پس ادامه دادن راه آنها با شعار و دست توی دست گذاشتن و مرگ بر آمریكا و شوروی و دیگر اجانب داخلی و خارجی گفتن نیست بلكه باید تمایل قلبی نشان داد و آماده شد و اسلحه بدست گرفت و رودروی دشمن قرار و سلاح گرم و آتشین را شلیك نمود و سر خصم را كوبید كه مبارزه علیه كفر و ستم از سیره و سنّت پیامبر ماست و ما را تشویق در این جهت می‌نماید و باید تا وقت و فرصت از دست نرفت غنیمت شمرد و وظایف شرعی و انسانی را به نحو احسن انجام نمود تا خداوند تبارك و تعالی و فرستاده اش محمّد (ص) وحجتش علی ابن ابی طالب (ع) و صاحب خودمان آقا امام زمان (عج) از ما راضی وخشنود باشند و در این دنیا و آن دنیا شرمنده نباشیم و توشه ای در این دنیا در كوله بارمان باشد تا در آخرت بدرد آید.

 همسرم، بالاخره سعادت یاری نمود و حكم خدا جاری شد و به لقای دیدار خدایمان رسیدیم و كمال معنویت و انسانیت را در ملاقات با خدایمان در یافتیم و مزه شهادت را اگر (مقدّر) درگاه باری تعالی باشد می‌چشم.

همسرم، ای آن كسی كه در داشتی و نداشتی و در سختی و آسانی با من هم درد و هم آواز بودی، از این به بعد رسالت تو شروع می‌شود آن رسالتی كه اگر نقش خودت را خوب ایفا كنی آن ارزش تحمل، اجرش از خون من پرارزش تر است.

همسرم؛ فقط در مقابل سختیها و غمها و دردها بیاد زینب (س)باش و تحمّل حضرت زینب (س) (را ) با آنهمه مصیبت در دلت زمزمه كن، كه درك روز عاشورا و مصیبت آنروز پرافتخار تحمّل آنهمه سختی با اسارت، نابسامانی، سرپرستی كه  به دوش حضرت زینب (س) بود انسان را از خود دور و به خدایش نزدیك می‌كند چونكه تحمّل اینهمه دردها برای این بود كه فقط قانون الهی استوار بماند و اسلام زنده بماند، جان همه ما فدای مكتب انسان ساز اسلام.

همسرم، غروبها وقتی دلت گرفت قرآن را باز كن و مطالعه نما و بدقت بخوان و تعمّق كن كه قرآن انسان را وارسته می‌كند چونكه كلام خداست و عین خداست مثل اینكه با خدای خود صحبت می‌كنیم، آرامش می‌دهد و قلب را منوّر می‌سازد و دل را ساكت می‌كند.

همسرم، به خدا قسم تو سعادتمند شدی، افتخار كن كه شوهرت را در راه اسلام از دست دادی، افتخار كن كه فرزندت اگر سراغ پدر خودش را یافت با سربلندی هر چه تمامتر بگو كه پدرت در سر مرز بر علیه كفار بدست دژخیمان كشته شده. افتخار كن از اینكه حیات جامعه به صبر و تحمل شماست، افتخار كن از اینكه به جمع آنهایی وارد شدی كه عزیزان خودشان را در راه خدا دادند، پس صبر كن و مقاوم باش در مقابل سختیها و مشقتها و نابسامانیها، حوصله بخرج بده و برای اینكه بیشتر آرامش قلب پیدا كنی در مراسم دعا بیشتر شركت كن و دعا را بیشتر بخوان و قرآن را فراموش مكن.

همسرم، اگر بخواست خداوند تبارك و تعالی فرزندمان متولد شد سعی كن در هنگام  شیردادن بچه با وضو باشی، شهادتین را در زیر گوش فرزندمان همیشه زمزمه كن، نغمه الله اكبر را مرتب در وجودش القاءكن تا فرزندمان از زمان طفولیت معتقد به خالقش و فرستاده اش محمّد (ص)شود و با اصول اعتقادات عجین گردد هر وقت دلت گرفت برو به قبرستان مسلمین و مزار شهدا و یادی از آنهایی كن تا دیروز با هم بودیم و امروز چقدر فاصله افتاد و عبرت بگیر و هنگام رفتن فرزندمان را با خودت ببر و او را با قبرستان و بازگشت به سوی خدا و معاد مأنوس ساز و درس انسانیت و فداكاری به فرزندمان بیاموز و لباس رزم را بر تنش بپوشان، طوری او را نگاه كن كه فرزندمان از نگاهت درس بیاموزد.

همسرم، طریقه برخوردت با خانواده ام باید طوری باشد كه نكند خدای نا كرده موجب دلسردی كسی شود همیشه با همدیگر گرم بگیرید همدیگر را دلداری دهید تو جای مرا باید در خانواده ام پر كنی باید سلاح مرا كه همان صبر و استقامت است بدست گیری و بر فرق دشمنان فرود آری. در همه حال خونسرد باش هرگز بین خانواده چهره‌ات غمگین نباشد. نگهدارنده همه ما خداست. مانند آن زن شیر دل صدر اسلام كه روی شتر آن، جسد بوده حمل می‌كرده وقتی از او سوال كردند كه بار شتر تو چیست؟ (گفت) مرده شوهرم و برادرم و جوانم است كه در جبهه شهید شدند و نیز افتخار می‌كنم كه رهبرم همان پیامبر (ص) در پناه ایزد متعال زنده است و به خودم تبریك می‌گویم. پس ببین كه چقدر شهامت دارد این زن، كه سه تا از عزیزش را یك مرتبه در یك نبرد حق علیه باطل از دست داد و هنوز هم مقاوم و استوار است وبه آنهای دیگر روحیه می‌دهد .پس بهتر است عبرت بگیریم و خودمان و عزیزمان را در مقابل عظمت خداوند تبارك و تعالی هیچ بدانیم و در نزد خدا قربانی دهیم تا اسلام ما و حیثیت ما حفظ شود .

كلامی چند با فرزندم

محمدجان! سلام علیكم با یاد خدا و عرض ادب به ساحت مقدس آقا امام زمان (عج) و نائب برحقش. امیدوارم كه همواره در زندگی شیوه درست كرداران را در پیش‌گیری و صداقت و معرفت را پیشه خود قرار دهی و سختی و بی‌پدری این دنیا را برای رضای خدا تحمل كنی. پسرم! در سختیهای زندگی با مادرت شریك شو و در كارها به مادرت كمك كن و به نحو احسن در امور زندگی كوشا باش و والدینم را فراموش مكن و احترام آنها را به نحو احسن داشته باش. همچنین دیگران و دوستان و آشنایان را احترام كن.

كلامی چند با پدرزن و مادر زنم

شما عزیزان همانند پدر و مادرم برای من بودید و برای من زحمات فراوان كشیدید و قدردانی را از شما وظیفه ام می‌دانم اما چیزی كه مرا می‌رنجاند این است كه در مدت دامادی شما نتوانستم حتی یك لحظه در واقع شما را خوشحال كنم امیدوارم كه مرا ببخشید هرگز از بابت من ناراحت نباشید. قربانی كه دادید در راه خدا بود و همه ما امانت خدا در روی زمین هستیم پس ناراحتی ندارد.              

صحبتی چند با خانواده ام

خداوندا! تو شاهد و ناظر اعمال ما از واپیسن حیات تا حال بودی، چگونه به زبان آورم ان سختیها و مشقّتها را كه خانواده‌ام در طی این مدت عمر ناچیز از برای من متحمّل شدند، رنجها كشیدند و مضیقه‌ها افتادند و دردها را تحمّل كردند آیا با این زبان ساده می‌شود تشكر كرد و عذر طلبید و تمنای بخشایش نمود. دیگر جایی و زمانی باقی نمانده تا جبران اینهمه حقّی كه در گردن من هست بشود، دیگر دیر شد و فرصت از دست رفت، آی چقدر بی‌همتی و بی‌دردی كردم.

خدایا! تو از خانواده ام طلب مغفرتم را بخواه.

پدرجان، مادرجان و برادران عزیز و خواهر گرامی؛ دستم از دنیا دیگر كوتاه شده و در آن دنیا آماده جواب می‌باشم، جواب سوالات مسائل دنیوی، آن بدیها و غفلتها مرا رنج می‌دهد و مرا به عذاب الهی دچار می‌سازد اگر ذره ای محبت از من در دل شما هنوز جای دارد به لطف كرمتان مرا ببخشید و حلالم كنید و هر وقت اگر یادی از من كردید به وسع نظرتان برای شادی روحم و شهدای دیگر و اموات فاتحه بخوانید و بر سر مزارم آیید و از خداوند از برای من طلب مغفرت كنید.

 پدرجان و مادرجان! بخدا شرمنده‌ام و وامانده، چاره‌ای نیست جزء اینكه خجلت زده باشم و از خانواده طلب آمرزش.

ای خانواده محترم اگر هر سال هم شده یكبار هم طعام به فقرا انعام كنید و اگر امكان دارد از صدقه و انفاق غافل نباشید تا موجب شادی روحم باشد و اگر مالی یا چیزی نقدی از برای من مانده و همچنین ارث و یا خانه، اگر فرزندی خداوند به ما عنایت كرد از این سهم، همسرم و فرزندم را محروم نسازید و طبق دستور شرع اسلام رفتار شود نه حق شما ضایع گردد و نه حق همسر و فرزندم، چون آنها بعد از من كسی را جز شما ندارند و تنها تكیه گاه آنها شمائید به بزرگی خودتان آنها را دلداری دهید و به آنها آرامش قلب دهید. خداوند می‌فرماید: حافظ خانواده و عزیزان شهدا من هستم و من محافظ آنها هستم پس خانواده عزیزم با همدیگر به مسالمت رفتار كنید و قدر همدیگر را بدانید و در كنار همدیگر به شادی و خوشحالی بپردازید، سعی نكنید كه یادآوری خاطره مثل من، همدیگر را ناراحت كنید بلكه هر وقت یادی از من می‌كنید شاد باشید و افتخار كنید و از خداوند تبارك و تعالی از برای من طلب مغفرت كنید و مرا ببخشید.

          بدهكاری

210 روز روزه ایام ماه مبارك رمضان بدهكارهستم

1835 روز نماز بدهكارم

          ((پدر جان))

این قسمت از وصیتم باشد كه در روز هفتم بر سر مزارم به تمامی آنهایی كه در مزارم حضور دارند از طرف من عاجزانه در خواست كنید كه اگر از طرف من اذیت و آزار شدند و من انها را اذیت كردم و نسبت به آنها بدی كردم و نسبت به آنها اهانت و غیبت كردم به بزرگی لطف شان و به وسع نظرشان مرا ببخشند چون حق الناس فقط از جانب اذیت شده‌ها و مظلوم واقع شده‌ها بخشیده می‌شود و اعلام كنید هركس حقّی در گردن من دارد برای باز پس گرفتن، خودش به شما رجوع كند وگرنه مدیون است.

 و سلام

                 ناصر باباجانیان 8/5/62

 

منبع:کتاب صحیفه شهادت





طبقه بندی: زندگینامه وصیتنامه شهدای بیشه سر،
برچسب ها: هیات ابالفضلیای بیشه سر، ابالفضلیای بیشه سر، ابوالفضلیا، بیشه سر،
شنبه 17 مرداد 1394 .:. 10:05 ق.ظ .:. خادم العباس
نظرات
.:.  کدنویسی : وبلاگ اسکین  .:.  گرافیک : هیات ابالفضلیای روستای بیشه سر  .:.
درباره وبلاگ


امام صادق سلام الله علیه : مَن عَیَّرَ مُؤمِناً بِذَنبٍ لَم یَمُت حَتّى یَركَبَهُ
كسى كه مؤمنى را براى گناهى سرزنش كند، نمیرد تا خودش آن گناه را مرتكب شود میزان الحكمة: ح 14854

در بهمن سال 1390 کارمان را با عنوان شجره طیبه حلقه صالحین که متبرک به نام شهید گرامی کمیل صفری تبار بود آغاز کردیم.
با لطف این شهید بزرگوار حلقه رفاقتمان روز به روز محکم تر شد تا اینکه تصمیم به احداث کانون فرهنگی گرفتیم تا کارمان را گسترده تر کنیم. در اردیبهشت 1394 باکمک اعضای حلقه شهید صفری تبار در کنار مزار آن بزرگوار در شب میلاد امام محمدباقر(ع) کانون فرهنگیمان را با نام کانون فرهنگی هنری مهدی موعود (عج) احداث نمودیم

اولین برنامه کاریمان بعنوان کانون فرهنگی آماده سازی فضای جشن میلاد امام زمان(عج) در کنار گلزار شهدای سید میرزای بیشه سر بوده است.

در خلال جلسات کانون به پیشنهاد عده ای از اعضا به فکر طرح ریزی هیات ابالفضلیای روستای بیشه سر افتادیم.

اولین برنامه مان در هیات ابالفضلیای بیشه سر ویژه برنامه سوگواری تخریب حرم ائمه بقیع در تاریخ 2 مرداد 1394 بوده است.

به مدد اهل بیت و دست گیری قمر بنی هاشم و همت جوانان هیاتی روستای بیشه سر این نوکری اهل بیت را ادامه خواهیم داد تا «دستان قلم» دست گیرمان در دنیا و آخرت باشد.

منتظر حضور سبزتان در برنامه های هیات هستیم.

عکس های هیات در اینستاگرام
www.instagram.com/abalfazlya

فیلم های مراسمات هیات در آپارات
www.aparat.com/abalfazlya

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
لوگوی ما
****************

هیات ابالفضلیای روستای پایین بیشه سر

----------- ************** ************* *** ***************